تبليغاتX
علم و فناوري - لحظه تحويل

 لحظه تحويل


معمولاً هنگامي كه يك سال شمسي به روزهاي پاياني خود مي رسد، صحبت از ويژگي هاي تقويم سال آينده شروع مي شود. از بين اين بحث ها، يك بحث بيش از بقيه جلب توجه مي كند و آن، «لحظه تحويل» سال آينده است. طبق سنت، در اين لحظه همه افراد خانواده دور هم جمع مي شوند و بنا بر رسوم باستاني خود، آغاز سال نو را جشن مي گيرند. اين لحظه اي است كه خاطره آن هميشه در يادها مي ماند اما آيا تاكنون از خود پرسيده ايد كه اصولاً اين زمان بر چه مبنايي انتخاب و تعيين مي شود؟ و در اين لحظه چه اتفاقي مي افتد كه آن را با آغاز سال پيوند دهند؟

زمان و تقويم
زمان، انسان را به ياد ساعت و تقويم مي اندازد. مطمئناً همه شما با نظام 24 ساعتي شبانه روز آشنا هستيد و در زندگي روزانه خود به راحتي از آن استفاده مي كنيد. اين نظام و مفهوم شب و روز، به قدري بديهي است كه شايد هرگز به منشأ و چرايي آن فكر نكرده ايد. اما در سپيده دم تمدن، اجداد ما نمي توانستند اين چنين ساده و راحت مفاهيم زمان را درك كنند. شايد نخستين مفهوم گذشت زمان براي آنان طلوع و غروب خورشيد بوده است. بالا آمدن گوي فروزاني از شرق و فرونشستن آن در غرب و تكرار مداوم آن، انسان را به مفهوم روز وشب و سپس «شبانه روز» رهنمون شد. اين بنيادي ترين جزء يك نظام سنجش زمان است: «پديده اي متناوب و تكرار شونده» خوشبختانه طبيعت چندين پديده متناوب ديگر نيز در اختيار انسان قرار داده است و از اينجا بود كه مفاهيم سال، فصل و ماه پديد آمد. اما چرا انسان به واحدهاي بزرگتر از روز روي آورد؟ به اين دليل كه اگر تنها واحد سنجش زمان روز باشد. در اين صورت پس از گذشت نسل هاي متوالي، شمارش آن بسيار مشكل و به خاطر سپردنش از آن هم دشوارتر خواهد بود. اما با استفاده از واحدهاي بزرگي همچون سال، دهه و قرن كار آسان تر مي شود.
براي انسان هاي اوليه، همين كافي بود كه يك سال را به طور تقريبي 360 روز و يك ماه را 30 روز بداند اما پيشرفت تمدن، باعث نياز به دقت بيشتر در محاسبه زمان شد و اين امر، يك مشكل بزرگ را نمايان ساخت: متاسفانه واحدهاي بزرگتر از زمان، حاصلضرب صحيحي از واحد هاي كوچكتر نبودند. به عبارت ديگر، در يك سال نمي توان تعداد صحيحي از شب و روزهاي كامل را جاي داد. البته گفته بالا به هيچ وجه دقيق نيست. وقتي مي گوييم «سال» بايد دقيقاً مشخص كنيم كه منظورمان از سال چيست؛ همين طور براي شبانه روز. تعجب نكنيد! در «نجوم كروي» چندين نوع سال و روز و ماه وجود دارد. اگر يك متن نجوم كروي مربوط به زمان را بخوانيد. مطمئناً از ديدن اسامي عجيب و تعاريف گوناگون دستگاه هاي مختلف زمان، در شگفت خواهيد شد. البته ما قصد نداريم وارد اين مبحث گسترده شويم. بلكه فقط چند تعريف ساده شده از آن را كه براي كارمان ضروري است، برمي گزينيم.
شما احتمالاً با دو نوع از سال ها آشناييد: سال شمسي و سال قمري. مبناي طبيعي اين سال ها از نامشان پيدا است. يعني سال شمسي از حركت خورشيد و سال قمري از حركت ماه بهره مي گيرد. همانطور كه مي دانيد، در اصل اين زمين است كه به دور خورشيد مي گردد. اما از آنجا كه حركت، نسبي است؛ ما بر روي زمين تصور مي كنيم كه خورشيد در حال حركت در آسمان است. اين حركت در يك مسير خاص در آسمان صورت مي گيرد كه «دايره البروج» نام دارد و ما بعداً در باره آن بيشتر صحبت خواهيم كرد.
حال، با توجه به آنچه گفتيم، مي توان يك سال شمسي را «مدت زمان حركت خورشيد از يك نقطه خاص در آسمان و بازگشت به همان نقطه» تعريف كرد. اين ساده ترين سال است كه به آن «سال برجي» هم گفته مي شود. از آنجا كه اين نوع سال با خورشيد در ارتباط است و خورشيد هم يكي از عوامل كنترل كننده طبيعت و فصول است، در بيشتر تقويم ها از اين نوع سال استفاده شده است. اما در سال قمري، مدت زمان 12 بار گردش كامل ماه به دور زمين به عنوان مبنا انتخاب شده است. هرچند اين نوع سال بر مظاهر طبيعت و فصول منطبق نيست، اما از آنجا كه تاريخ دين ما براين اساس بنيان شده است، از آن نيز استفاده مي كنيم.
برگرديم به سال شمسي، يعني مدت زمان دو عبور متوالي خورشيد از يك نقطه ثابت در آسمان. انسان در اعصار گذشته اين مدت زمان را 365 روز اندازه گرفته بود و براساس آن به محاسبه تاريخ مي پرداخت. اما به تدريج كه شمار سال ها فزوني يافت، انديشمندان دريافتند كه اين سال هاي 365 روزي، كم كم از مظاهر طبيعي آغاز سال انحراف پيدا مي كنند. متفكران به اين فكر افتادند كه طول سال ها را دقيق اندازه بگيرند. اين اندازه گيري ها با همان وسايل ابتدايي نشان مي دادند كه طول يك سال شمسي اندكي از 365 روز بيشتر است؛ يعني حدود 25/365 روزه است.
حال به نظر شما چگونه مي توان اين 25/0 روز و يا ساعت را به حساب آورد. توجه كنيد كه اين 6 ساعت هاي اضافي، پس از 4 سال، به يك شبانه روز (24 ساعت) مي رسند. پس اگر در يك دوره 4 ساله، يك روز به انتهاي سال چهارم بيفزاييم وآن را 366 روز در نظر بگيريم، مشكل حل مي شود. چرا كه در اين صورت 4 سال داراي 1461 روز(366+3×365) خواهد شد. يعني هر سال به طور متوسط 25/365 روز خواهد داشت.
اين نظام كبيسه اي را بيشتر تقويم هاي باستاني به كار برده اند(سال چهارم را كه 366 روز است، سال كبيسه مي نامند). يكي از اين تقويم ها ، «تقويم ژوليني» است كه «ژوليوس سزار» باني ان بوده است. اين تقويم، مبناي تقويم كنوني مسيحي است.
اما نه كار يه پايان نرسيد! چرا كه پس از گذشت چند قرن، يعني در اواخر قرن شانزدهم ميلادي، باز تقويم با طبيعت اختلاف فاحشي پيدا كرد؛ طوري كه آغاز فصل بهار كه در ابتداي وضع اين تقويم در 21 مارس بود، در سال هاي 1928 ميلادي ده روز به عقب رفته و به 11 مارس رسيده بود.(در مورد چگونگي تعيين آغاز فصل بهار، در ادامه همين مقاله سخن خواهيم گفت). به همين علت پاپ گرگوري سيزدهم با مشورت دانشمندان تصميم گرفت نظام ديگري براي برقراري سال كبيسه وضع كند. نتيجه اين شد كه اولاً10 روز را از تقويم سال حذف كردند. (يعني در سال 1582 ميلادي، روز بعد از چهارم اكتبر 1582، 15 اكتبر خوانده شد!) در مورد برقراري كبيسه نيز چنين تصميم گرفته شد كه در هر چهار قرن به جاي 100 سال كبيسه، 97 سال كبيسه در نظر گرفته شود. به اين ترتيب كه در سال هايي كه دو صفر ختم مي شوند مانند 1700 و 1800، تنها آنهايي كبيسه باشند كه بر 400 قابل بخش هستند (مانند 1600)؛ بنابرين در اين دوره 400 ساله تقويم گرگوري 146097 روز (97+400×365) خواهيم داشت كه هر سال، به طور متوسط داراي 2425/365 روز خواهد بود. امروزه مي دانيم كه طول متوسط سال شمسي حقيقي، برابر است با 24219879/365 روز. بنابرين طول سال در تقويم گرگوري، تنها 0003/0 روز از طول حقيقي سال بيشتر است و اين مقدار، پس از حدود 30.000 سال به يك روز مي رسد.
ممكن است اين روش را روش هوشمندانه اي بدانيد و دقت آن را تحسين كنيد، اما بايد بدانيد كه تقويم ديگري وجود دارد كه دقت آن، بارها بيشتر از تقويم گرگوري است و تقريباً 500 سال پيش از آن (يعني در سال 1079 ميلادي) تدوين شده است. آيا مي دانيد اين چه تقويمي است؟ بله همان تقويمي كه ما امروزه در ايران به كار مي بريم (در واقع پايه آن) قبل از بحث در مورد اين تقويم، لازم است چند مسئله نجومي را توضيح بدهيم.

كره سماوي و دايره البروج
شب كه به آسمان مي نگريد، اگر آسمان صاف باشد و بتوانيد منظره زيباي ستارگان چشمك زن را به وضوح در آن ببينيد، با كمي تخيل در خواهيم يافت كه گويي آسمان مانند يك كاسه بزرگ وارونه است كه شما روي زمين، در مركز هندسي آن ايستاده ايد. اين تصوير به گذشتگان باستاني ما نيز دست مي داد. زيرا در نظر اول به هيچ وجه نمي توان دريافت كه اين ستارگان در فواصل متفاوتي از ما قرار گرفته اند. به همين دليل آنان معتقد بودند كه ستارگان همچون پولك هايي درخشان بر سطح دروني يك كره بزرگ آسماني، به نام «كره سماوي» جاي گرفته اند كه زمين در مركز آن است. امروز با آن كه مي دانيم اين تصورات كاملاً باطل هستند، اما باز هم به منظور سهولت در ثبت مكان «ظاهري» ستارگان، بهتر است از همان مفهوم كهن استفاده كنيم. بنابرين در علم نجوم كروي زمين نيز، مانند نجوم قديم مفهوم كره سماوي اهميت بسزايي دارد و چنين تعريف مي شود: كره سماوي كره اي است فرضي كه به مركز زمين وشعاع بي نهايت كه تمام ستارگان بر روي پوسته دروني آن واقع شده اند. با توجه به اين تعريف، مي توانيم براي چند تا از ويژگي هاي جغرافيايي كره زمين، در كره سماوي نمونه هايي پيدا كنيم. به عنوان مثال همانطور كه مي دانيد، در علم جغرافيا يك كمربند بزرگ و فرضي براي زمين در نظر گرفته مي شود كه آن را به دو نيمكره شمالي و جنوبي تقسيم مي كند. اين همان خط استوا است. حال همين خط استوا را براي كره سماوي هم مي توان در نظر گرفت. در واقع كافي است فرض كنيم خط استوا آنقدر بزرگ شود تا به كره سماوي بچسبد؛: در اين صورت براي كره سماوي هم يك كمربند فرضي بسيار عظيم خواهيم داشت كه آن را «استواي سماوي» مي ناميم.
به همين ترتيب مي توان قطب هاي شمالي و جنوبي سماوي را نيز تعريف كرد. شما احتمالاً از كودكي به يادداريد كه گفته اند خورشيد ثابت است و زمين به دور آن مي گردد اما همانطور كه قبلاً نيز گفتيم، از آنجا كه ما روي زمين هستيم چنين به نظر مي رسد كه زمين ساكن و خورشيد در آسمان حركت مي كند. به همين ترتيب اگر مسير حركت خورشيد را بر روي كره سماوي دنبال كنيم، يك دايره بزرگ به دست خواهيم آورد كه آن را «دايره البروج» مي نامند و با استواي سماوي زاويه در حدود 5/23 درجه مي سازد. وجه تسميه اين نام، آن است كه بر روي دايره البروج 12 صورت فلكي مهم قرار دارند كه به محدوده هركدامشان يك برج مي گويند.
دايره البروج در دو نقطه، استواي سماوي را قطع مي كند كه «اعتدال بهاري» و «اعتدال پاييزي» نام دارند. در واقع وقتي كه خورشيد به اين دو نقطه مي رسد، طول شب و روز با هم برابر شده و يك از دو فصل بهار و يا پاييز آغاز مي شوند. يكي از همين دو نقطه، يعني اعتدال بهاري، نقش اساسي در تقويم شمسي ما دارد.

تقويم جلالي و لحظه تحويل سال
بعد از اسلام در ايران تقويم منظمي وجود نداشت. درمحافل سياسي و علمي جهان اسلامي كه ايران نيز جزو آن به حساب مي آمد، تقويم هجري قمري به كار مي رفت، اما در بين عامه مردم ايران، تقويم كهن باستاني (تقويم يزدگردي) معمول بود . اما در حساب هاي كبيسه هاي اين تقويم سهل انگاري مي شد، تاجايي كه در عهد ملكشاه سلجوقي، نوروز به اواسط شهريور ماه رسيده بود! اين مسائل مشكلات عديده اي را در حساب هاي مالي و خراجي يك سال ايجاد مي كرد. به همين سبب دانشمندان آن زمان به همت حكيم عمر خيام و با حمايت ملكشاه و وزير دانشمند وي، خواجه نظام الملك طوسي، به اصلاح و احياي تقويم شمسي قديم ايراني بر مبناي هجرت پيامبر بزرگ اسلام (ص) اقدام كردند و تقويم تازه را به لقب سلطان جلال الدين ملكشاه، تقويم «جلالي» ناميدند.
در اين تقويم مقرر شد كه سال با رسيدن خورشيد به نقطه اعتدال بهاري آغاز شود. اين همان «لحظه تحويل سال» است. بنابرين «لحظه تحويل سال، لحظه اي است بين ظهر روز اول فروردين و ظهر روز آخر اسفند، كه مركز خورشيد بر نقطه اعتدال بهاري منطبق شود
حال از آنجا كه تقويم هجري شمسي كنوني ما نيز اساساً همان تقويم جلالي است (تنها فرق اين دو در مبدا تقويم است). بنابرين مفهوم تحويل سال در تقويم كنوني ما همان است كه در تقويم جلالي ذكر شد. همچنين بر طبق قوانين اين تقويم اگر تحويل سال، قبل از ظهر (ساعت 12) به وقوع بپيوندد آن روز، اول فروردين واگر بعد از ظهر اتفاق بيفتد آن روز آخر اسفند سال قبل خواهد بود.
حال به مسئله محاسبه اين لحظه مي پردازيم. اگر طول سال شمسي ثابت بود، اين محاسبه بسيار ساده بود. زيرا در اين صورت، اگر زمان تحويل يك سال را مي دانستيم با افزودن تقريباً 6 ساعت به آن زمان تحويل سال بعد را به دست مي آورديم. اين 6 ساعت و يا به طور دقيقتر 5 ساعت و 48 دقيقه همان خرده اعشاري در طول سال شمسي (تقريباً 2422/365 روز) است. اما طول سال همواره ثابت نيست و اين به سبب تغييراتي است كه در مسير حركت زمين در آسمان به وجود مي آيد. درواقع براي محاسبه دقيق زمان اين لحظه بايد معادلات حركت خورشيد و چندين معيار ديگر را نيز در نظر بگيريم. اين محاسبات ومعادلات، نسبتاً پيچيده اند آوردن آن ها در اين جا موجب ملال خواننده خواهد شد. با اين همه، تغييرات مزبور نسبتاً كوچك هستند و شما مي توانيد براي بدست آوردن زمان تقريبي لحظه تحويل سال هاي بعد از همان روش گفته شده در بالا استفاده كنيد. يعني كافي است 6 ساعت به زمان تحويل سال بعد به دست آيد. حال ديگر شما مي دانيد كه حدوداً چه ساعتي بايد منتظر تحويل سال 1387 باشيد!

<پايان مقاله>

تايپيست و گردآورنده: مسعود سروري- www.elm-saravri.blogfa.com

نقل از : مجله دانشمند،ش522 س45 ص65

+ نوشته شده توسط مسعود سروري در شنبه 8 اردیبهشت1386 و ساعت 18:4 |